الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

13

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى)

فرموده ، و از اين عبارات فهميده مىشود كه مقصود از دين - در صدر آيه - همان فطرت است كه خداوند پيامبر را به توجّه به آن امر فرمود و بديهى است كه اين دستور به شخص پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - محدود نيست بلكه جانشينان آن حضرت و پيروانشان را نيز در بر مىگيرد . پس مقصود از دين - در آيه - همان سرشتى است كه خميرهء آدم بر آن خلق شده است و منظور از آن فقط ظاهر دستورات دين مبين نيست هر چند كه تعليمات ظاهرى دين نيز با همان سرشت انسانى سازگارى و مطابقت دارد ، و اين سرشت خلقت انسان جز توحيد و شناخت ( خود و ذات حق ) چيزى نيست چنان كه از كلام حضرت صادق - عليه‌السّلام - نيز همين مطلب فهميده مىشود كه ذيل آيه شريفه : « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » فرمود : « حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ » يعنى مردم را بر فطرت توحيد خلق فرمود . و نيز همين معنى از فرمايش امام باقر - عليه‌السّلام - فهميده مىشود كه در جواب زراره كه از آيه « حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ » - ( حقگرايان به سوى خدا بدون آنكه شريكى براى او قائل شوند ) . و معنى حنيفيّت سؤال كرد فرمود : آن همان فطرتى است كه مردم را بر آن خلق فرمود و در آن هيچ تغييرى و تبديلى راه ندارد . و فرمود : خدا مردم را بر معرفت توحيدى خلق كرد . چون ، همانطور كه قبلًا ذكر شد ، فطرت سرشت خميرهء خلقت انسان است خداوند پس از آنكه فرمود : « لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ » ؛ ( خلقت الهى را تبديلى نيست ) آن را با اين فرمايش كه « ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » ؛ ( اين همان دين استوار و ارزشمند است ) تأكيد فرمود ، يعنى اينكه دين از فطرت جدا نيست ، بلكه هر كس به فطرتش برگردد در واقع به دين رو آورده است و هر كس از فطرتش بىخبر باشد و از پيروان فطرت كه انبياء و اولياء - عليهم‌السّلام - هستند پيروى نكند به دين پشت كرده و هيچ توجّهى به آن نكرده است ، و شايد اينكه در آخر آيه فرموده است : « وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ، كنايه از كسانى باشد كه از حقيقت فطرت خويش غافل بوده و به آن رو نياورده‌اند و بلكه اساساً متوجّه قضيّه نيستند ، چنان كه از ظاهر آيه و تفسير آن توسط ائمه - عليهم‌السّلام - فهميده مىشود .